خط داستانی
هیو و هنری واتسون، دو برادر، عاشق هلن مالوری هستند. هلن هیو را رد میکند و هنری را میپذیرد. هیو، با دلشکستگی، به غرب میرود و یادداشتی برای مادرش میگذارد که دلیل رفتنش را توضیح میدهد. هیو نور چشم مادرش است و او از غم به حالتی بحرانی میافتد و در حال مرگ از اندوه است. بیناییاش را از دست میدهد. هنری به مادرش میگوید که به جستجوی برادرش خواهد رفت.