خط داستانی
دو زن مجرد در راه کلیسا با چند ولگرد قوی هیکل مواجه میشوند. وقتی مابل به همراه مادرش به جلسه کلیسا فراخوانده میشود، یادداشتی برای موگسی میفرستد و از او میخواهد بعد از مراسم با او به خانه برگردد. موگسی به موقع میرسد، اما زنان سالخورده از بازگشت بدون همراه میترسند. کشیش از یک مرد میخواهد که آنها را به خانه برساند. موگسی بدبخت انتخاب میشود و وقتی این سه نفر به قسمت خالی جاده میرسند، ولگردها دوباره ظاهر میشوند.