Storyline
سودا میشرا، زن 67 ساله و مطلقهای است که مسئولیت نگهداری از خانهاش را به سومی، نامزد خواهرزادهاش، واگذار میکند. مهمترین دستوری که به سومی داده شده، «به ماهیها غذا بده و گیاهان را آبیاری کن» است. پذیرش او به عنوان عضو خانواده به این دستور بستگی داشت. وقتی او یک ماه بعد به خانهاش در وسانت کُنژ برمیگردد، همه چیز به نظر مرتب میرسد تا اینکه درب اتاق خواب را باز میکند و زنی با لباس سفید، به شدت ناله میکند.