Storyline
این داستانی واقعی است. کیچو و ماریا به مکزیک میآیند تا زندگی بهتری بیابند اما ماریا توسط شبهنظامی قبل از امضای مدارک در مرز کشته میشود. کیچو به خود میگوید روزی انتقام خواهد گرفت. در همان زمان خانوادگی چهارنفره در یک سفر شکار توسط همان فرد با کلاهخاسی قرمز که شبهنظامی را فرمان میدهد ربوده میشود و پدر که تصور میکند مرده، با همکاری کیشود به تعقیب شبهنظامی میپردازد تا بقیه خانواده را نجات دهد.