خط داستانی
سال ۱۹۴۹ باولین مدیر مدرسه ای در شهری کوچک در مولدووا است که شب هنگام به کمیته حزب ناحیه فراخوانده میشود او مأمور هدایت گروهی است که در منطقه اقدام به اخراج همکاران به اصطلاح فاشیست میکند تنها یک روز از زندگی شخصیت اصلی را خواهیم دید او در اطراف کلبهها پرسه میزند مردم در فهرست سیاه قرار دارند میفهمد که آنها نمیتواند خائن باشند