معلم مدرسه در خانه
لوئیزا دِ دومینیکوس، معلم پیانو میلان، به لوکا نقل مکان میکند تا با مردی که دوستش دارد، فردیناندو 'بونچی' مارینوتی، که یک عضو شورای شهر است و برای شهرداری با پلتفرم ارزشهای اخلاقی کمپین میکند، باشد. او بر این باور است که فردیناندو مجرد است و با مادر بیمار خود زندگی میکند. اما این واقعیت دور از حقیقت است. پسران ساکن ساختمان او به اشتباه فکر میکنند لوئیزا یک دختر همراه است که تدریس پیانو را به عنوان پوششی برای شغل واقعیاش استفاده میکند و این خبر به سرعت در میان مردان پیر و کثیف ساختمان پخش میشود. پسران باهوش یک سوراخ خوب پنهان در دیوار بین آپارتمان خانم لوئیزا و اتاق خواب پسر صاحبخانه، مارچلو بوساتی، حفر میکنند تا نمایی شگفتانگیز از همسایه شگفتانگیزشان داشته باشند. مارچلو به سرعت به لوئیزا علاقهمند میشود، اما همچنین در مورد شغل فرضی او دچار تضاد میشود. در نهایت لوئیزا از طبیعت بیوفای فردیناندو مطلع میشود و پس از یک سوءتفاهم شدید، عشق/هوس یکطرفه مارچلو را برآورده میکند.